سفارش تبلیغ
واحد طراحی
واحد طراحی
رایحه ظهور به مشام می رسد! از کجاست؟
واحد ارتباطات مردمی (روابط عمومی و تبلیغات) هیئت مکتب العباس(ع) تهران

چشم انداز رشد اخلاقی در عصر ظهور


بدون تردید انقلاب جهانی حضرت مهدی(ع) فقط دارای بعد سیاسی، نظامی، اجتماعی ساده نخواهد بود، بلکه طبق روایات، مهم ترین بعد آن، تحولات فرهنگی است که در درون افراد و به تبع آن در سطح جامعه رخ خواهد داد. در ان عصر دل انگیز و شورآفرین، انسانها از درون تحول می یابند و بینش های مادی به معنوی و روحانی تبدیل می شود. کوتاه بینی های افراد جای خود را به دور اندیشی و تفکرات عمیق انسانی خواهد داد و در که تمام انبیاء اولیا و صلحا برای تحقق آن تلاش کرده اند، به اوج خود خواهد رسید. در عصر پس از ظهور در اثر رشد اخلاق، مدینه فاضله یا شهر خدا تشکیل خواهد شد. این چشم انداز در روایات معصومین(ع) اذعان شده است.


امام الموحدین علیه افضل صاوات المصلین می فرماید : «تأمن السبل حتی تمشی المرأْه بین العراق و الشام لا تضع قدمیها الّا علی النبات و علی رأسها زنبیلها لایهیجها سبع و لاتحافه»؛ «راه ها امن شود؛ به طوری که زن از عراق تا شام برود و پای خود را جز روی گیاه نگذارد، سبدش را بر سرش بگذارد و از درنده و درنده خویی باک ندارد».


از احادیث استفاده می شود که حضرت مهدی مثل پیامبر اسلام در برابر جاهلیت قرار می گیرد اما از نوع مدرن آن. جاهلیت مدرن از موانع پیش روی امام عصر(ع) خواهد بود. جهان در آستانه ظهور، تصویری سیاه و هولناک دارد. اخبار آخرالزمان گرداب بی اخلاقی را هشدار داده است. به راستی امام عصر(ع) چگونه این معضلات بزرگ فرهنگی را حل می کند؟ بدون تردید او برنامه ای جامع و همه جانبه برای رشد اخلاق خواهد داشت و در هنگام ظهور اجرا خواهد کرد. ان چه در پی می آید، گوشه ای از این مکانیسم و برنامه است که از میان روایات استخراج شده است.


مفهوم اخلاق :


واژه ی «اخلاق» به لحاظ لغوی از ریشه «خُلق» به معنای خود ردونی و ملکات باطنی و روحی است، در برابر خلق که به جنبه جسمانی و ظاهری انسان اشاره دارد. اخلاق در منابع و علوم اخلاقی و دینی سه کاربرد متفاوت دارد : رفتار اخلاقی، گزاره های اخلاقی، خصلت های اخلاقی.


مکانیسم رشد اخلاق در واقع به کارگیری بهترین شیوه ها و روش های عملی و اخلاقی و رشد آن در فرد، فرد جامعه اخلاقی، آرمانی عصر ظهور می باشد که تحقق آن با تشکیل دولت اخلاقی و رهبری شخصیت الهی امام عصر(ع) که تندیس اخلاق و ملکات فاضله انسانی است، شکل می گیرد. این مهمترین غایتی است که انبیا بدان مبعوث شده اند؛ یعنی تتمیم و تکمیل و رشد خُلق های فاضل و صفات اخلاقی «إنی بعثت لأتمم مکارم الاخلاق».


دولت اخلاقی :


موضوع مورد توجه بسیاری از صاحب نظران، ایجاد نظم اجتماعی مطلوب بوده است. نظم اجتماعی مطلوب به معنای برقراری روابط عادلانه، امکان سعادت و مهرورزی انسان در حیات اجتماعی است که خود، محصول اخلاقی شدن فرد فرد آن جامعه می باشد و جامعه ای که سراسر ارزش و فضیلت باشد، مستلزم وجود نهاد دولت بر مبنای ارزش های اخلاقی و رهبری اخلاقی و با فضیلت است. در عصر ظهور امام عصر(ع) به عنوان برگزیده و رهبر آسمانی با تشکیل دولت اخلاقی و ارزشی، حکومتی فراگیر با هدف وصول همه انسان ها به سعادت، پیوند عمیقی میان فعل سیاسی و فعل اخلاقی برقرار خواهد ساخت.


در حدیث امام علی(ع) چنین آمده است :


« مهدی(ع) از اصحاب خویش پیمان و بیعت می گیرد که سرقت و زنا نکنند، خون بی گناهی را نریزند، حریمی را هتک نکنند، به ناحق بر خانه ای هجوم نبرند و کسی را مورد ضرب و شتم قرار ندهند، زر و سیم نیندوزند، گندم و جو احتکار نکنند، مال یتیم نخورند، ندانسته شهادت ندهند، راهزنی نکنند، مساجد را ویران نسازند، از آلودگی دوری کنند، امر به معروف و نهی از منکر کنند، لباس خشن بپوشند، بر خاک سر نهند و در راه خدا آنگونه که شایسته است جهاد کتتد.»


 


پی نوشت :


*. پژوهشگر مباحث مهدویت.


1- تحف العقول، ص115.


2- منتخب الأثر، ص496.




____________________________________________________________________________________

 خداوندا! به وسیله او شکاف‏ها را برطرف ساز و گسیختگى ‏ها را به هم پیوسته کن، با او ستم‏ها و نابرابرى‏ها را  بمیران و عدل و داد را آشکار ساز...
بار خدایا! ولىّ و جانشین خود و حجت بر آفریدگانت را پشتیبان باش. خداوندا! به وسیله او شکاف‏ها را برطرف ساز و گسیختگى‏ها را به هم پیوسته کن، ستم‏ها و نابرابرى‏ها را با او بمیران و عدل و داد را آشکار ساز، زمین را با درازاى ماندگارى‏اش بیاراى، او را با نصرت خویش حمایت کن و بابیم (و هراسى که در دل دشمنان مى‏افکنى) پیروز ساز، هر کس او را یارى‏مى‏کند پیروز گردان و هرکس از یارى او دریغ مى‏کند به حال خود واگذار. 
 
هرکس که طرح دشمنى با او در افکند هلاک ساز و هرکس را که از در نیرنگ با او در آید، نابود کن. سردمداران کفر و تکیه‏گاه‏ها و استوانه‏هاى آن را به وسیله او به هلاکت رسان و گمراه کنندگان، بدعت‏گذاران، محوکنندگان نعمت و تقویت‏کنندگان باطل را در هم شکن. همه گردن‏کشان را به دست او خوار ساز و همه کافران و بى‏دینان را در هر جاى زمین که هستند در مشرق‏ها و مغرب‏ها، در خشکى‏ها و دریاها، در جلگه‏ها و کوهستان‏ها برانداز؛ تا آن‏جا که از آنها کسى باقى نماند و اثرى برجاى‏نماند.(1)

پی نوشت:

1. شیخ طوسى، مصباح المتهجّد، ص 366،




____________________________________________________________________________________

خداوند فرمود : « ای پیامبر! به وسیله تو و پیشوایان از نسل تو بر بندگان خویش رحمت می آورم و به وسیله قائم از بین شما زمین خود را با تسبیح و تقدیس و تهلیل و تکبیر و بزرگداشت مقام الوهیت آباد می سازم .
و به وجود او زمین را از دشمنانم پاک می کنم و آن را میراث اولیای خویش قرار می دهم و به وسیله او کلمه توحید را تعالی بخشیده کلمه کافران را به سقوط می کشانم و به دست او و با علم خود سرزمین ها و دل بندگانم را حیاتی تازه می بخشم و گنج ها و ذخیره های پنهان را به مشیت خود برایش آشکار می سازم .


 و با اراده خود او را بر نهانی ها و مکنونات قلبی دیگران آگاه می گردانم و با فرشتگان خود او را یاری می رسانم تا در اجرای فرمان من و تبلیغ دین من مددکار او باشند. او به حقیقت ولی من است و به راستی هدایتگر بندگان من می باشد . بحارالانوار ـ ج 51 ـ ص 66
2 ـ امام باقر(علیه السلام ) در وجه نامگذاری حضرت « مهدی (علیه السلام ) » به « قائم آل محمد(صلی الله علیه وآله وسلم ) » حدیثی قدسی روایت فرمود : « زمانی که جدم حسین که صلوات خدا بر او باد به شهادت رسید فرشتگان با گریه و زاری به درگاه خداوند عز و جل نالیدند و گفتند : پروردگارا! آیا از آنان که برگزیده و فرزند برگزیده تو را و امام انتخاب شده از بین خلق را کشتند درمی گذری !
خداوند به آنان وحی فرمود که : « فرشتگان من آرام گیرید. سوگند به عزت و جلالم که از آنان انتقام می گیرم اگرچه بعد از گذشت زمانی طولانی باشد. » سپس فرزندان از نسل حسین (علیه السلام ) را که پس از او به امامت می رسند به ملائکه نشان داد و آنان شاد شدند.
در بین این پیشوایان یک نفرشان به نماز ایستاده بود « فاذا احدهم قائم یصلی فقال الله عزوجل : بذلک القائم انتقم منهم . » خداوند عزوجل فرمود : به وسیله آن « قائم » از دشمنان و قاتلان حسین (علیه السلام )انتقام می گیرم .




____________________________________________________________________________________
مژده به ظهور امام مهدى(ع) از همان سالهاى آغازین ظهور اسلام آغاز شد و پیامبر گرامى اسلام(ص) در هر فرصت و مناسبتى که پیش مى?آمد مردم را به ظهور عدالت?گستر موعود در آخرالزمان بشارت مى?دادند و آنها را از نسل و تبار، تولد وغیبت، ویژگیهاى ظاهرى، نشانه?هاى ظهور، شاخصه?هاى قیام رهایى?بخش و مؤلفه?هاى حکومت جهانى آن حضرت آگاه مى?ساختند. تا آنجا که امروز ما با صدها روایت که از طریق شیعه و اهل سنت از آن حضرت نقل شده مواجهه ایم.1
این سیر پس از رحلت نبى مکرم اسلام(ص) در میان اهل بیت طاهرین او(ع) استمرار یافت و هر یک از ایشان نیز در عصر خود تلاش کردند که باور مهدوى و فرهنگ انتظار را در میان امت اسلامى زنده و پویا نگهدارند و بدین طریق پیروان خود را در برابر هجوم مصائب، رنجها، دردها و بلاهاى گوناگونى که از سوى حاکمان جور بر آنها روا داشته مى?شد، صبر و پایدارى بخشند.
حرکت رو به گسترش معارف مهدوى در زمان امام باقر و امام صادق(ع) به اوج خود رسید و آن دو امام بزرگوار ضمن تبیین، تشریح، پالایش و پیرایش آموزه?هاى اسلامى در زمینه?هاى مختلف اعتقادى، اخلاقى و فقهى و تحکیم پایه?هاى ایمانى پیروان خود، تلاش فراوانى براى توسعه و تعمیق اندیشه مهدوى و فرهنگ انتظار در میان شیعیان نمودند و با به جا گذاردن صدها روایت در این زمینه، این اندیشه و فرهنگ را تازگى و طراوت بیشترى بخشیدند.2
پس از این دو امام و پیش از امام حسن عسکرى(ع) امامى که بیش از همه بر مواریث شیعى در زمینه باور مهدوى و فرهنگ انتظار افزود و گنجینه?هاى گرانبهایى براى امت اسلام به یادگار گذاشت امام رضا(ع) است.
براساس پژوهش مؤلف محترم مسند الإمام رضا(ع)3 و تتبع پژوهشگران ارجمند مجموعه ارزشمند معجم أحادیث الإمام المهدى(ع)4 افزون بر 30 روایت از امام رضا(ع) در زمینه باور مهدوى و فرهنگ انتظار نقل شده که هر یک از آنها ما را با بعدى از ابعاد بیکران شخصیت امام مهدى(ع) و قیام رهایى?بخش و عدالت?گستر آن حضرت آگاه مى?سازد.

1. خالى نبودن زمین از حجتهاى الهى
امام رضا(ع) در مواضع متعددى با تأکید بر اینکه زمین هیچگاه از حجت الهى و امام به حق خالى نمى?ماند به طور غیر مستقیم موضوع امامت را تثبیت مى?کردند.
از جمله آن حضرت در پاسخ »سلیمان الجعفرى« یا »سلیمان بن جعفر الحمیرى« که مى?پرسد:
تخلو الأرض من حجةاللَّه؟
آیا زمین از حجت خدا خالى مى?ماند؟
مى?فرماید:
لوخلت الأرض طرفة عین من حجة لساخت بأهلها.5
اگر زمین [به اندازه] یک چشم برهم زدن از حجت خالى بماند، ساکنانش را در خود مى?برد.
مضمون این روایت از سوى تعدادى دیگر از راویان با تغییرات جزیى در عبارت، نقل شده است.6
براساس این روایت تا آستانه قیامت زمین از امامى که حجت خداست خالى نخواهد ماند، هر چند که در مقاطعى از تاریخ این حجت الهى بنابر ضرورتهایى در غیبت به سر برد.

2. نام و نسب امام مهدى(ع)
با توجه به لزوم شناخت امام دوازدهم و لزوم جلوگیرى از حیرت و سرگردانى شیعه در شناسایى منجى موعود، امام رضا(ع) در احادیث متعددى، گاه به نقل از پدران و اجداد طاهرینش تا رسول گرامى اسلام(ص) و گاه بدون نقل از ایشان به معرفى سلسله نسب آن امام مى?پرداختند.
از جمله در یکى از روایتهایى که امام رضا(ع) به واسطه پدران بزرگوار خود از رسول گرام اسلام(ص) نقل مى?کنند، چنین آمده است:
أنا سیّد من خلق اللَّه، عزّوجلّ، وأنا خیر من جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و حملة العرش و جمیع ملائکة اللَّه المقربین و أنبیاءاللَّه المرسلین، و أنا صاحب الشفاعة والحوض الشریف و أنا و علىّ أبوا هذه الأمّة من عرفنا فقد عرف اللَّه عزّوجلّ و من أنکرنا فقد أنکر اللَّه، عزّوجلّ، و من علىّ سبطا أمّتى و سیداشباب أهل الجنّة، الحسن والحسین و من ولد الحسین تسعة أئمّة، طاعتهم طاعتى و معصیتهم معصیتى، تاسعهم قائمهم و مهدیّهم.7
من سرور آفریده?هاى خداى عزّوجلّ هستم؛ من از جبرئیل، میکائیل، اسرافیل، حاملان عرش، همه فرشتگان مقرب خدا، و پیامبران مرسل خدا برترم؛ من صاحب شفاعت و حوض شریف [ کوثر ] هستم. من و على دو پدر این امتیم؛ هر کس که ما را شناخت خداى عزّوجلّ را شناخته است و هر که ما را انکار کند، خداى عزّوجلّ را منکر شده است. دو سبط این امت و دو سید جوانان اهل بهشت، حسن و حسین، از [ فرزندان ] على?اند و از نسل حسین نه امامند که پیروى از آنان پیروى از من و نافرمانى از آنها نافرمانى از من است. نهمین نفر از این امامان، قائم (برپا دارنده) و مهدى آنان است.
آن حضرت در روایت دیگرى مى?فرماید:
الخلف الصالح من ولد أبى محمد الحسن بن على و هو صاحب الزمان و هوالمهدى.8
آن جانشین صالح از فرزان ابومحمد حسن بن على است و او صاحب الزمان و مهدى است.
در روایت دیگرى امام رضا(ع) پس از آنکه »دعبل« در پیشگاه آن حضرت قصیده معروف خود را در وصف اهل بیت مى?خواند و در آن از قیام آخرین امام یاد مى?کند، مى?فرماید:
یا دعبل الإمام بعدى محمد ابنى و بعد محمد ابنه علىّ و بعد على ابنه الحسن و بعدالحسن ابنه الحجة القائم المنتظر فى غیبته، المطاع فى ظهوره لولم یبق من الدنیا إلاّ یوم واحد لطوّل اللَّه عزّوجلّ ذلک الیوم حتّى یخرج فیملاء الأرض عدلاً کما ملئت جوراً.9
اى دعبل! امام پس از من فرزندم محمد و پس از محمد فرزندش على و پس از على فرزندش حسن و پس از حسن فرزندش حجت قائم است. همو که در غیبتش انتظار کشیده مى?شود و در ظهورش اطاعت مى?گردد. اگر از [ عمر ] دنیا یک روز بیشتر باقى نمانده باشد خداوند عزّوجلّ آن روز را آن قدر طولانى مى?کند تا او قیام کند و زمین را از عدل و داد پر کند همچنانکه از جور و ستم پر شده بود.
در این زمینه احادیث دیگرى نیز از آن حضرت نقل شده که در این مجال فرصت پرداختن به همه آنها نیست.10

3. صفات و ویژگیهاى امام مهدى(ع)
امام هشتم شیعیان(ع) در موارد متعددى به توصیف ویژگیهاى ظاهرى و جسمى امام مهدى(ع) پرداخته?اند تا باب هرگونه شبهه و اشتباه را بر مردم ببندند.
از جمله آن حضرت در پاسخ »ریان بن صلت« که مى?پرسد:
أنت صاحب هذا الأمر؟
آیا صاحب این امر [ حکومت اهل بیت(ع) ] شمایید؟
مى?فرماید:
أنا صاحب هذا الأمر ولکنّى لست بالذى أملؤها عدلاً کما ملئت جوراً، و کیف أکون ذلک على ماترى من ضعف بدنى و إنّ القائم هوالذى إذا خرج کان من سنّ الشیوخ و منظر الشبّان، قویّاً فى بدنه حتّى لومدّ یده إلى أعظم شجرة على وجه الأرض لقلعها ولو صاح بین الجبال لتدکدکت صخورها یکون معه عصا موسى و خاتم سلیمان علیهماالسلام، ذاک الرابع من ولدى یغیّبه اللَّه فى ستره ما شاء، ثم یظهره فیملوء [به] الأرض قسطاً و عدلاً. کما ملئت جوراً و ظلماً.11
من صاحب این امر هستم، اما آنکه زمین را پر از عدل مى?کند همچنانکه پر از جور شده بود، من نیستم. و چگونه من با این ناتوانى جسمى که مى?بینى مى?توانم او باشم. به درستى که قائم کسى است که به هنگام قیامش در سن پیرمردان و با چهره جوانان ظاهر مى?شود. او از چنان قوت بدنى برخوردار است که اگر دستش را به سمت بزرگ?ترین درختى که بر روى وجود دارد دراز کند آن را از ریشه برمى?کند و اگر در بین کوهها فریاد کشد، صخره?ها متلاشى مى?شوند. عصاى موسى و خاتم سلیمان، که بر آنها درود باد، با اوست و او چهارمین فرزند من است. خداوند او را تا زمانى که بخواهد در پوشش خود غایب مى?سازد، سپس او را آشکار مى?سازد تا زمین را به وسیله او از قسط و عدل آکنده سازد آنچنانکه [ پیش از آن ] از جور و ستم پر شده بود.
همچنین آن حضرت در پاسخ »ابى صلت هروى« که مى?پرسد:
ما علامات القائم منکم إذا خرج؟
نشانه?هاى قائم شما به هنگام ظهور چیست؟
مى?فرماید:
علامته أن یکون شیخ السنّ، شاب المنظر، حتّى أنّ الناظر إلیه لیحسبه ابن أربعین سنة أو دونها و إنّ من علاماته أن لایهرم بمرور الأیّام واللیالى، حتّى یأیته أجله.12
نشانه او این است که سن پیران و چهره جوانان دارد، تا آنجا که وقتى کسى او را مشاهده مى?کند گمان مى?برد که چهل سال یا کمتر سن دارد. به درستى که از نشانه?هاى او این است که گذر شب و روز او را پیر و سالخورده نمى?سازد تا زمانى که اجل او فرا رسد.
آن حضرت در روایت دیگرى به توصیف جمال نورانى امام دوازدهم پرداخته، مى?فرماید:
بأبى و أمّى سمىّ جدّى، صلى?اللَّه علیه و آله، و شبیهى و شبیه موسى بن عمران، علیه?السلام، علیه جیوب النور یتوقّد من شعاع ضیاء القدس.13
پدر و مادرم به فداى او که همنام جدّم، شبیه من و شبیه موسى بن عمران است. بر او نوارهاى نورانى است که از پرتو نور قدس روشنایى مى?گیرد.

4. غیبت و نهان زیستى امام مهدى(ع)
امام رضا(ع) نیز چون دیگر اجداد طاهرینش موضوع غیبت آخرین حجت حق را پیش?بینى و شیعیان را براى برخورد با این پدیده آماده نموده است. در یکى از روایاتى که »حسن بن على بن فضال« از آن حضرت نقل کرده، در این زمینه چنین مى?خوانیم:
کأنّى بالشیعة عند فقدهم الثالث من ولدى کالنعم یطلبون المرعى فلا یجدونه. قلت له: ولم ذاک یا ابن رسول?اللَّه؟ قال: لأنّ إمامهم یغیب عنهم، فقلت: ولم؟ قال: لئلاّ یکون لأحد فى عنقه بیعة إذا قام بالسیف.14
گویا شیعیان را مى?بینم که به هنگام فقدان سومین فرزند من،15 مانند گوسفندانى که به دنبال چوپان خود مى?گردند سرگردانند و او را نمى?یابند. گفتم: چرا این?گونه است، اى پسر رسول خدا؟ فرمود: زیرا امامشان از آنها غایب شده است. پرسیدم: چرا؟ فرمود: براى اینکه به هنگام قیامش با شمشیر، بیعت هیچکس بر گردنش نباشد.
آن حضرت در روایت دیگرى به نقل از رسول گرامى اسلام(ص) مى?فرمایند:
بأبى ابن خیرة الإماء ابن النوبیّة الطیّبة الفم، المنتجبة الرحم... و هوالطرید الشرید الموتور بأبیه و جدّه، صاحب الغیبة یقال مات أوهلک، أىّ واد سلک؟16
پدرم به فداى فرزند بهترین کنیزان، فرزند آن [ کنیز ] اهل نوبه17 که دهانى خوشبو و رحمى نیک?نژاد دارد. او رانده شده (دور افتاده)، بى?خانمان و کسى است که انتقام خون پدر و جدش گرفته نشده و صاحب غیبت است. گفته مى?شود: او مرده یا هلاک شده است، در چه سرزمینى سیر مى?کند؟
همچنین امام هشتم شیعیان(ع) در زمینه غیبت آخرین امام، به نقل از پدران بزرگوار خود از رسول اکرم(ص) چنین روایت مى?کند:
والذى بعثنى بالحقّ بشیراً لیغیبنّ القائم من ولدى بعهد معهود إلیه منّى حتّى یقول أکثر الناس: ما للَّه فى آل محمد حاجة، و یشکّ آخرون فى ولادته. فمن أدرک زمانه فلیتمسّک بدینه ولا یجعل للشیطان إلیه سبیلاً بشکّه فیزیله عن ملّتى و یخرجه عن دینى، فقد أخرج أبویکم من الجنّة من قبل، و إنّ اللَّه عزّوجلّ جعل الشیاطین أولیاء الذین لایؤمنون.18
سوگند به آنکه مرا به حق به عنوان بشارت دهنده برگزید، [ امام ] قائم از فرزندان من، براساس پیمانى که ازجانب من برعهده اوست، از دیده?ها پنهان مى?شود تا آنجا که بیش?تر مردم مى?گویند: خدا نیازى به خاندان محمد ندارد. و گروهى دیگر در ولادت او شک مى?کنند. پس هر کس زمان او را دریابد بایستى به دین او درآویزد و به واسطه شک خود براى شیطان راهى به سوى خود باز نسازد، تا شیطان او را از آئین من زائل و از دین من بیرون نکند. همچنانکه پیش از این پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد. به درستى که خداوند عزّوجلّ شیطان را سرپرست (ولىّ) کسانى که ایمان ندارند، قرار داده است.

5. فضیلت انتظار و چشم به راه بودن امام مهدى(ع)
موضوع دیگرى که در زمینه باور مهدوى در کلام امام رضا(ع) یافت مى?شود، موضوع »انتظار فرج« یا چشم به راه گشایش بودن است. آن حضرت در روایات متعددى به موضوع فضیلت انتظار فرج اشاره کرده?اند. از جمله در روایتى خطاب به »حسن بن جهم« که از ایشان در مورد »فرج« مى?پرسد، مى?فرماید:
أولست تعلم أنّ انتظار الفرج من الفرج؟ قلت: لا أدرى إلاّ أن تعلّمنى. فقال: نعم إنتظار الفرج من الفرج.19
آیا مى?دانى که انتظار فرج [ جزیى ] از فرج است؟ گفتم: نمى?دانم مگر اینکه شما به من بیاموزید. فرمود: آرى انتظار فرج، جزیى از فرج است.
در روایت دیگرى نیز مى?فرماید:
ما أحسن الصبر و انتظار الفرج أما سمعت قول العبد الصالح: »و ارتقبوا إنّى معکم رقیب«20 »وانتظروا إنّى معکم من المنتظرین«21 فعلیکم بالصبر إنّما یجى?ء الفرج على الیأس و قدکان الذین من قبلکم أصبر منکم...22.
چه نیکوست صبر و انتظار فرج، آیا سخن بنده صالح خدا [ شعیب ] را نشنیدى که فرمود: »و انتظار برید که من [ هم ] با شما منتظرم« و »پس منتظر باشید که من [هم] با شما از منتظرانم«، بر شما باد به صبر و بردبارى؛ چرا گشایش بعد از ناامیدى فرا مى?رسد و به تحقیق کسانى که پیش از شما بودند از شما بردبارتر بودند.
و بالاخره در روایت بسیار زیبایى فضیلت انتظار را این?گونه بیان مى?کنند:
... أما یرضى أحدکم أن یکون فى بیته ینفق على عیاله ینتظر أمرنا فإن أدرکه کان کمن شهد مع رسول اللَّه، صلى?اللَّه علیه و آله، بدراً، و إن لم یدرکه کان کمن کان مع قائمنا فى فسطاطه...23.
... آیا هیچیک از شما خوش ندارد که در خانه خود بماند، نفقه خانواده?اش را بپردازد و چشم به راه امر ما باشد؟ پس اگر در چنین حالى از دنیا برود مانند کسى است که به همراه رسول خدا(ص) در [نبرد] بدر به شهادت رسیده است. و اگر هم مرگ به سراغ او نیاید مانند کسى است که به همراه قائم ما و در خیمه او باشد.

6. ظهور امام مهدى(ع)

موضوع دیگرى که در روایات رضوى به آن پرداخته شده، موضوع ظهور امام مهدى و آثار و پیامدهاى آن است. از جمله در روایتى که »حسین بن خالد« آن را نقل مى?کند آن حضرت در پاسخ این پرسش که:
یا ابن رسول اللَّه و من القائم منکم أهل البیت؟
اى فرزند رسول خدا! قائم شما اهل بیت کیست؟
مى?فرماید:
قال الرابع من ولدى ابن سیّدة الإماء، یطهّر اللَّه به الأرض من کلّ جور و یقدّسها من کلّ ظلم، [و هو] الذى یشکّ الناس فى ولادته و هو صاحب الغیبة قبل خروجه. فإذا خرج أشرقت الأرض بنوره [بنور ربّها] و وضع میزان العدل بین الناس فلایظلم أحد أحداً، و هوالذى تطوى له الأرض ولایکون له ظلّ و هوالذى ینادى مناد من السماء یسمعه جمیع أهل الأرض بالدّعاء إلیه یقول: ألا إنّ حجةاللَّه قد ظهر عند بیت?اللَّه فاتّبعوا فإنّ الحقّ معه و فیه و هو قول اللَّه عزّوجلّ: »إن نشأ ننزّل علیهم من السماء آیة فظلّت أعناقهم لها خاضعین«25.24
چهارمین از فرزندان من، فرزند سرور کنیزان، کسى است که خداوند به واسطه وى زمین را از هر ستمى پاک و از هر ظلمى پیراسته مى?سازد و او کسى است که مردم در ولادتش شک مى?کنند و او کسى است که پیش از خروجش غیبت مى?کند و آنگاه که خروج کند زمین به نورش [نور پروردگارش] روشن گردد و در میان مردم میزان عدالت را برقرار کند و هیچکس به دیگرى ستم نکند واو کسى است که زمین براى او درهم پیچیده مى?شود و سایه?اى براى او نباشد و او کسى است که از آسمان ندا کننده?اى او را به نام ندا کند و به وى دعوت نماید به گونه?اى که همه اهل زمین آن ندا را بشنوند، مى?گوید: »آگاه باشید که حجت خدا در کنار خانه خدا ظهور کرده است پس او را پیروى کنید که حق با او و در اوست« و این همان سخن خداى تعالى است که فرمود: »اگر بخواهیم از آسمان برایشان آیتى نازل مى?کنیم که در برابر آن به خضوع سر فرود آورند«.

7. دعا به امام مهدى(ع)

میان امام رضا(ع) و امام مهدى(ع) آنچنان پیوند قلبى وجود داشته که آن حضرت از سالها پیش از تولد نسل چهارم خود با بیانهاى متعدد و متفاوت او را دعا کرده و نصرت و یاریش را از خداوند طلب کرده است. در یکى از این دعاها چنین مى?خوانیم:
أللّهمّ أصلح عبدک و خلیفتک بما أصلحت به أنبیائک و رسلک و حفّه بملائکتک و أیّده بروح القدس من عندک و اسلکه من بین یدیه و من خلفه رصداً یحفظونه من کلّ سوء و أبدله من بعد خوفه أمناً یعبدک لایشرک بک شیئاً ولاتجعل لأحد من خلقک على ولیّک سلطاناً وائذن له فى جهاد عدوّک و عدوّه واجعلنى من أنصاره إنّک على کلّ شى?ء قدیر.26
خداوندا! [امور] بنده و جانشین?ات را اصلاح کن، آنچنانکه [امور] پیامبران و رسولات را اصلاح کردى؛ او را با فرشتگانت دربر گیر و با روح?القدس از جانب خودت یارى کن؛ در پشت سر و پیش روى نگهبانانى قرار ده که او را از بدى درامان دارند؛ بیم و نگرانى او را تبدیل به امنیت و آرامش کن تا تنها تو را بپرستد و کسى را براى تو شریک نگیرد؛ هیچیک از آفریدگانت را بر ولىّ?ات مسلط مساز؛ اجازه جهاد با دشمان تو و دشمنان خودش را به او عطا کن و مرا از یاران او قرار ده؛ چرا که تو بر همه چیز توانایى.

پى?نوشتها:
1 . ر.ک: مؤسسة المعارف الإسلامیة، معجم أحادیث الإمام المهدى علیه?السلام، ج1 و 2. در این کتاب 560 حدیث که از طریق شیعه و اهل سنت از پیامبر گرامى اسلام(ص) نقل شده جمع?آورى شده است که البته این رقم بدون احتساب احادیث مشابه است.
2 . ر.ک: همان، ج 3و4. مجموعه روایاتى که در این کتاب از امام باقر و امام صادق(ع) نقل شده، بدون در نظر گرفتن احادیث مشابه، افزون بر 450 روایت است.
3 . ر.ک: عزیزاللَّه العطاردى الخبوشانى، مسند الإمام الرضا(ع)، ج1، ص216-228.
4 . ر.ک: معجم أحادیث الإمام المهدى، علیه?السلام، ج4، ص153-179.
5 . ابو جعفر محمد بن الحسن بن فروّخ الصفّار القمى، بصائر الدرجات، ص489، ح8.
6 . ر.ک: همان، ص 488-489، ح4، 6 و 7؛ محمدبن یعقوب الکلینى، الکافى، ج1، ص179، ح11؛ محمدبن على بن الحسین بن بابویه (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا، ج1، ص272، ح1.
7 . محمد بن على بن الحسین بن بابویه (شیخ صدوق)، کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص261؛ عزیز اللَّه العطاردى، همان، ص221، ح385.
8 . محمدباقر المجلسى، بحارالانوار، ج51 ص43، ح31.
9 . ر.ک: عزیزاللَّه العطاردى، همان، ص220، ح384، ص221، ح386.
10. محمد بن على بن الحسین بن بابویه (شیخ صدوق)، همان، ج2، ص372.
11. همان، ص376، ح7.
12. همان، ص652، ح12.
13. همان، ص370.
14. همان، ص480، ح4.
15. ظاهراً در اینجا از سوى راوى یا کسانى که از او نقل کرده?اند اشتباهى رخ داده است؛ چرا که امام مهدى(ع) چهارمین فرزند امام رضا(ع) محسوب مى?شود نه سومین فرزند.
16. محمد بن یعقوب الکلینى، همان، ج1، ص322-323، ح14؛ محمدباقر المجلسى، همان، ج50، 21، ح7.
17. »نوبه« ولایتى از بلاد سودان از اقلیم اول، به جنوبى مصر بر کنار رود نیل... هم اکنون نیمى از سرزمین نوبه جزو مملکت مصر و نیم دیگر جزو سودان است (على اکبر دهخدا، لغتنامه، ج14، ص20157-20158). مراد از کنیز اهل نوبه (نوبیّه) مادر امام جواد(ع) است.
18. محمدبن على بن الحسین (شیخ صدوق)، همان، ج1، ص51.
19. ابو جعفر محمدبن الحسن (شیخ طوسى)، کتاب الغیبة، ص276؛ محمدباقر المجلسى، همان، ج52، ص130، ح29.
20. سوره هود(11)، آیه 93.
21. سوره اعراف(7)، آیه 71.
22. عبداللَّه بن جعفر الحمیرى، قرب?الاسناد، ص224، به نقل از: عزیزاللَّه العطاردى، همان، ص217، ح373.
23. محمدبن یعقوب الکلینى، همان، ج4، ص260، ح34.
24. سوره شعرا(26)، آیه 4.
25. محمدبن على بن الحسین (شیخ صدوق)، همان، ج2، ص372، ح5.
26. ابوجعفر محمدبن الحسن (شیخ طوسى)، مصباح المتهجّد، ص326. به نقل از: معجم أحادیث الإمام المهدى(ع)، ح4، ص171



____________________________________________________________________________________

وجود مقدس حضرت بقیة‏الله‏الاعظم ، اروحناله‏الفداء، در معارف به عنوان «خونخواه کشته کربلا» (1) شناخته شده و شیعیان همراهى با آن امام منصور براى گرفتن انتقام خون حسین(ع) و یارانش را یکى از آرزوهاى بزرگ خود مى‏دانند، (2) تا جایى که در هر عاشورا به یکدیگر اینگونه سر سلامتى مى‏دهند:

«اعظم‏الله اجورنا بمصابنا بالحسین(ع)و جعلنا و ایاکم من‏الطالبین بثاره مع ولیه‏الامام‏المهدى من آل محمد:» (3)

خداوند پاداش ما را در عزاى مصیبت‏حسین(ع) بزرگ گرداند و او شما را از جمله کسانى که به همراه ولى‏اش امام مهدى از آل محمد: به خونخواهى او برمى‏خیزند قرار دهد

در یک کلام نام حسین(ع) و مهدى(ع) براى شیعیان یادآور یک حکایت ناتمام است، حکایتى که آغازگر آن حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و پایان بخش آن حضرت بقیة‏الله‏الاعظم (ع) است.

در هر حال از آنجا که در اذهان شیعیان این دو وجود مقدس از قرابت و ارتباطى جدایى‏ناپذیر برخوردارند. از همین رو مناسب دیدیم که در ایام عزاى سرور آزادگان به بخشى از معارف ارزشمندى که از آن حضرت در ارتباط با فرزند ارجمندش حضرت مهدى(ع) رسیده است اشاره کنیم:

 

 

1.نسب مهدى(ع)

حضرت اباعبدالله‏الحسین(ع) در روایتهاى متعددى به این موضوع که حضرت مهدى(ع) از فرزندان و نوادگان ایشان است اشاره کرده‏اند که از جمله آنها روایتى است که در زیر آمده است:

«دخلت على جدى رسول‏الله (ص) فاجلسنى على‏فخذه و قال‏لى: ان‏الله‏اختار من صلبک یا حسین تسعة ائمة، تاسعهم قائمهم، و کلهم فى‏الفضل والمنزلة عندالله سواء» (4)

بر جدم رسول خدا، که درود و سلام خدا بر او باد، وارد شدم، پس ایشان مرا بر زانوى خود نشانده و فرمود: اى حسین! خداوند از نسل تو نه امام را برگزیده است که نهمین نفر از ایشان قیام‏کننده آنهاست و همه آنان در پیشگاه خداوند از نظر فضیلت و جایگاه برابر هستند.

ین موضوع که قائم آل محمد(ص) از نسل حسین(ع) و نهمین نواده اوست در روایات بسیارى ، که از طریق شیعه و اهل سنت روایت‏شده، آمده است و هر گونه شک و تردید نسبت‏به نام و نشان و مشخصات موعود آخرالزمان وآخرین ذخیره الهى را برطرف مى‏سازد.

«دخلت‏على‏النبى (ص)فاذاالحسین على فخذه و هو یقبل عینیه وفاه و یقول: انت‏سیدابن سیدانت، امام‏ابن‏امام، نت‏حجة‏ابن حجة، ابوحجج تسعة من صلبک تاسعهم قائمهم.» (5)

بر پیامبر خدا وارد شدم و دیدم که آن حضرت در حالى که حسین را بر زانوى خود نشانده بر چشمها و دهان او بوسه مى‏زند و مى‏فرماید: تو آقایى فرزند آقایى ، تو امامى فرزند امامى، تو حجتى فرزند حجتى ، تو پدر حجتهاى نه‏گانه‏اى، از نسل تو نهمین حجت و قیام‏کننده آنان بر خواهد خاست.

2. عدالت‏گسترى مهدى(ع)

عدالت و تشکیل جامعه‏اى بر اساس عدل از آرمانهاى همیشگى بشر بوده و در طول هزاران سالى که از زندگى انسان بر کره خاک مى‏گذرد و صدها و هزاران نفر در پى تحقق این آرمان، بشریت‏خسته از ظلم و ستم را به دنبال خود کشیده‏اند، اما جز در مقاطع کوتاهى از زندگى بشر و آن هم در سرزمینهاى محدود هرگز این آرمان بدرستى تحقق نیافته و هنوز هم عدالت آرزویى دست نیافتنى براى انسان عصر حاضر است.

با توجه به همین موضوع در روایتهایى که از پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم شیعه: وارد شده، گسترش عدالت و از بین بردن ظلم را یکى از بزرگترین رسالتهاى امام مهدى(ع) بر شمرده و تحقق عدالت واقعى را تنها در سایه حکومت او امکان‏پذیر دانسته‏اند.

از جمله این روایتها روایتى است که از حضرت اباعبدالله‏الحسین(ع) نقل شده و در آن آمده است:

«لولم یبق من‏الدنیاالا یوم واحد، لطول‏الله عزوجل ذلک الیوم حتى یخرج رجل من‏ولدى، فیملاها عدلا و قسطا کما ملئت جورا و ظلما، کذلک سمعت رسول‏الله (ص) یقول‏» (6)

اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقى مانده باشد و خداوند آن روز را چنان طولانى مى‏گرداند که مردى از فرزندان من قیام کند و دنیا را پس از آنکه از ظلم و ستم پر شده بود پر از عدل و داد نماید، من این سخن را از رسول خدا، که درود و سلام خداوند بر او باد، شنیدم.

پیامبر گرامى اسلامى (ص) نیز قیام عدالت گستر نهمین فرزند امام حسین(ع) را چنین بیان مى‏کنند:

«... و جعل من صلب‏الحسین(ع) ائمة یقومون بامرى ...التاسع منهم قائم اهل بیتى، مهدى‏امتى، اشبه‏الناس بى فى، شمائله واقواله و افعاله، یظهر بعد غیبتة طویلة و حیرة مظلة ، فیعلن امرالله و یظهر دین‏الله ...فیملاالارض قسطا و عدلا ، کما ملئت جورا و ظلما.» (7)

... خداوند از فرزندان امام حسین ، امامانى قرار داده است که امر (راه و روش آیین) مرا بر پا مى‏دارند. نهم آنان قائم خاندان من مهدى امتم مى‏باشد. او شبیه‏ترین مردمان است‏به من در سیما و گفتار و کردار . پس از غیبتى طولانى و سرگردانى و سردرگمى مردم ، ظاهر مى‏شود ، آنگاه امر (آیین) خدا را آشکار مى‏سازد... پس زمین را از عدل و داد لبریز مى‏کند پس از آنکه از ستم و بیداد لبریز شده باشد.

3. صابران در غیبت مهدى(ع)

یکى از ارکان انتظار فرج صبر و پایدارى است و انسان منتظر در واقع کسى است که همه سختیها و ناملایمات را به امید رسیدن به آرمان بلند خویش تحمل مى‏کند و از فشار و تهدید زورگویان و طعنه و تکذیب نابخردان هراس به دل راه نمى‏دهد، از همین رو در روایات صبر و انتظار همواره قرین یکدیگر بوده و فضیلت‏بسیارى براى صبرپیشگان در زمان غیبت‏بر شمرده شده است.

حضرت سیدالشهداء (ع) که خود والاترین مظهر صبر و مقاومت در راه اداى تکلیف الهى است در بیان مقام منتظرانى که صبر و شکیبایى پیشه ساخته و بر آرمان خویش پایدارى مى‏ورزند مى‏فرماید:

«منا اثنا عشر مهدیا، اولهم امیرالمؤمنین على بن ابى‏طالب، و آخرهم التاسع من‏ولدى، و هوالقائم بالحق، یحیى‏الله به‏الارض بعد موتها، و یظهر به دین‏الحق على‏الدین کله، ولو کره‏المشرکون. له غیبة یرتد فیهااقوام و یثبت فیها على‏الدین‏آخرون، فیؤذون و یقال لهم: «متى هذاالوعد ان کنتم صادقین‏»،اما ان‏الصابر فى غیبته‏على‏الاذى و التکذیب بمنزلة‏المجاهدبالسیف بین یدى رسول‏الله (ص)» (8)

در میان ما اهل بیت دوازده مهدى وجود دارد که اولین آنها امیرمؤمنان على‏بن‏ابى‏طالب(ع) و آخرین آنها نهمین فرزند من است. و اوست قیام کننده به حق ، خداوند به وسیله او زمین را پس از آنکه مرده است زنده مى‏کند و دین حق را به دست او بر همه ادیان غلبه مى‏دهد، اگر چه مشرکان نپسندند. براى او غیبتى است که گروهى در آن از دین خدا بر مى‏گردند و گروهى دیگر بر دین خود ثابت مى‏مانند، که این گروه را اذیت کرده و به آنها مى‏گویند:

«پس این وعده چه شد اگر راست مى‏گویید؟» آگاه باشید آنکه در زمان غیبت او بر آزار و اذیت و تکذیب صبر کند همانند کسى است که در مقابل رسول خدا(ص) با شمشیر به جهاد برخاسته است.

شاید بتوان گفت فضیلتهاى بى‏شمارى در روایات ما که براى منتظران فرج بر شمرده‏اند به اعتبار همین صبر و شکیبایى و تحمل مشکلاتى است که منتظران واقعى فرج بر خود هموار مى‏کنند. چنانکه در روایتى که از امام صادق(ع) وارد شده، آمده است:

«...فلا یستفرنک‏الشیطان، فان‏العزة‏لله‏ولرسوله وللمؤمنین، و لکن المنافقین لایعلمون ، الا تعلم ان من انتظر امرنا و صبر على ، یرى من‏الاذى والخوف، هو غدا فى زمرتنا...» (9)

شیطان تو را تحریک نکند. زیرا که عزت از آن خدا و پیامبر و مؤمنان است لیکن منافقان نمى‏دانند ، آیا نمى‏دانى کسى که منتظر امر ما (حاکمیت اجتماعى آرمانى ما) باشد، و بر بیمها و آزارهایى که مى‏بیند شکیبایى ورزد، در روز بازپسین در کنار ما خواهد بود...

4. خصال مهدى(ع)

حضرت مهدى(ع) عصار و فشرده عالم هستى (10) و وارث همه انبیاء اولیاء الهى است، و خداوند متعال همه خصال نیکویى را که در بندگان صالح پیش از او وجود داشته، در آن حضرت جمع کرده است. به بیان دیگر آنچه خوبان همه دارند او به تنهایى دارد.

در زمینه آنچه گفته شد روایتهاى بسیارى وارد شده که از جمله آنها مى‏توان به روایت زیر که از حضرت اباعبدالله‏الحسین(ع) نقل شده اشاره کرد:

«فى‏القائم منا سنن من‏الانبیاء: سنة من نوح، و سنة من ابراهیم ، و سنة من‏موسى و سنة من‏عیسى ، و سنة من ایوب و سنة من محمد(ص) . فاما من نوح: فطول‏العمر; واما من ابراهیم: فخفاءالولادة و اعتزال الناس; واما من موسى: فالخوف والغیبة; و اما من عیسى: فاختلاف‏الناس فیه، واما من‏ایوب: فالفرج بعدالبلوى; واما من محمد(ص) فالخروج بالسیف.» (11)

در قائم ما (اهل بیت) سنتهایى از پیامبران الهى وجود دارد; سنتى از نوح ، سنتى از ابراهیم ، سنتى از عیسى ، سنتى از ایوب: و سنتى از محمد(ص) از نوح طول عمر، از ابراهیم پوشیده‏ماندن ولادت و کناره‏گیرى از مردم ، از موسى، ترس و غیبت از جامعه ، از عیسى اختلاف مردم درباره او، از ایوب گشایش بعد از سختیها و بلایا، و از محمد(ص) قیام با شمشیر را .

پى‏نوشتها:

 

1. ر. ک: قمى ، شیخ عباس ، مفاتیح الجنان ، دعاى ندبه ، اصل عبارتى که در دعاى مزبور آمده چنین است: «این الطالب بدم المقتول بکربلاء»

2. ر. ک: همان ، زیارت امام حسین(ع) در روز عاشورا. در بخشى از زیارت یادشده چنین آمده است: «فاسئل‏الله الذى اکرم مقامک و اکرمنى ان یرزقنى طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد

3. همان جا

4. القندوزى، سلیمان بن ابراهیم ، ینابیع المودة ، نجف ، مکتبة‏الحیدریة، 1411 ق ، ص 590 ، به نقل از: موسوعة کلمات‏الامام الحسین(ع)، قم ، دارالمعروف ، 1415 ق ، ص‏659 ، ح 688 .

5. حسینى ترمذى ، محمد صالح ، مناقب مرتضوى ، ص‏139 ، به نقل از: قرشى،على اکبر، اتفاق در مهدى موعود7، ص 35

6.الشیخ‏الصدوق،ابوجعفرمحمدبن‏على‏بن‏الحسین، کمال‏الدین و تمام‏النعمة، تهران، دارالکتب الاسلامیة،1359 ق، ج 1 ، ص‏317 ، ح 4; به نقل از موسوعة کلمات الامام الحسین، ص 661، ح‏693 .

7. همان ، ج 1، ص‏257 ، به نقل از: حکیمى، محمد ، عصر زندگى و چگونگى آینده انسان و اسلام، قم ، دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم ، 1374 ، صص‏36-35.

8 . همان ، ج 1، ص‏317 ، به نقل از موسوعة کلمات‏الامام‏الحسین، صص‏666- 655، ح‏703.

9. الکلینى ، محمدبن‏یعقوب، الکافى ، ج 8 ، ص‏37، به نقل از حکیمى،محمد، همان، ص‏293 .

10. در برخى از تفاسیر کلمه «والعصر» به وجود حضرت مهدى(ع) تفسیر شده است.

11. علم‏الیقین ، ج 2 ، ص‏793 ، به نقل از موسوعة کلمات الامام الحسین(ع) ، صص‏669- 668، ح 710




____________________________________________________________________________________
 
 
درباره وبلاگ


هرهفته جمعه شب بعد از نماز مغرب وعشاء آدرس : تهران - خیابان ولیعصر(عج) - بالاتر از خیابان مختاری - کوچه شهید علی مولودی - حسینیه حضرت ام البنین(س)
موضوعات
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
خبرنامه
 
آمار وبلاگ
کل بازدید : 105231
بازدید امروز :32
بازدید دیروز : 45
تعداد کل پست ها : 43
امکانات جانبی
دانشنامه مهدویت
لوگوی دوستان
 

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin